سلام دنیا!
این یک پلاگین نمونه برای سیستم امتیازات هست که متنی را در تمام صفحات انجمن شما نمایش می‌دهد.

مهمان عزیز، خوش‌آمدید.
شما می‌توانید از طریق فرم ثبت‌نام در انجمن عضو شوید.

نام‌کاربری
  

رمز عبور
  





جستجو در انجمن‌ها

(جستجو‌ی پیشرفته)

آمار انجمن
» کاربران: 861
» آخرین کاربر: aliglss
» موضوعات انجمن: 1,004
» ارسالهای انجمن: 1,148

آمار کامل

کاربران حاضر
ما 43 کاربر حاضر در انجمن دارید
» 0 کاربر عضو | 43 مهمان

آخرین موضوعات
زکات فطره سال 1398
انجمن: سایر مطلبها
آخرین‌ارسال: کاربر
06-02-2019, 07:01 PM
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 19
نوار نقاله | تسمه نقاله
انجمن: سایر مطلبها
آخرین‌ارسال: nik952148
05-28-2019, 08:25 AM
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 17
تابلو مغازه
انجمن: سایر مطلبها
آخرین‌ارسال: saraariana
05-13-2019, 12:45 PM
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 16
ِیوبوت
انجمن: سایر مطلبها
آخرین‌ارسال: sazeafzar
04-27-2019, 08:46 AM
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 15
ظهر نویسی چکهای عادی و تض...
انجمن: سایر مطلبها
آخرین‌ارسال: کاربر
04-07-2019, 04:13 AM
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 187
قیمت روز طلا،سکه،ارز و فل...
انجمن: قیمت روز طلا،سکه،ارز،فلزات
آخرین‌ارسال: adminmybb
04-02-2019, 07:51 AM
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 180
وب سایت الکسا
انجمن: بهینه سازی (سئو SEO)
آخرین‌ارسال: کاربر
04-02-2019, 07:42 AM
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 182
ماساژ درمانی چیست؟
انجمن: سایر
آخرین‌ارسال: کاربر
04-02-2019, 07:28 AM
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 208
زندگینامه و عکس بازیگران ...
انجمن: سینما و تئاتر
آخرین‌ارسال: کاربر
03-31-2019, 02:50 PM
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 185
راهنمای خرید بک لینک
انجمن: بهینه سازی (سئو SEO)
آخرین‌ارسال: mon0788
03-28-2019, 08:49 AM
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 139

 
Lightbulb طراحی سایت شمع سازی در تهران
ارسال‌شده توسط: mozhseo - 01-20-2019, 08:10 AM - انجمن: سایر مطلبها - بدون‌پاسخ

طراحی سایت شمع سازی در تهران

[عکس: %D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%D8%B3%D8...%D9%86.jpg]


طراحی سایت شمع سازی در تهران 
طراحی سایت طراحی وب سایت طراحی سایت در تهران طراحی سایت های آموزشی یکی از انواع طراحی سایت می باشد که مورد استقبال بسیاری از کاربران قرار می گیرد زیرا به راحتی می توانند تمامی اطلاعاتی که در زمینه های مختلف نیاز دارند از طریق طراحی سایت های موجود در اینترنت بدست بیاورند. طراحی سایت شمع سازی در تهران یکی از انواع طراحی سایت می باشد که برای علاقه مندان به شمع سازی راه اندازی شده است.
طراحی سایت اختصاصی شمع سازی در تهران
در طراحی سایت شمع سازی در تهران، انواع شمع سازی در تهران قرار داده شده است و شما می توانید با استفاده از ویدیوها، مطالب و تصاویری که در طراحی سایت شمع سازی در تهران وجود دارد، شمع سازی را یاد گرفته و برای خود و نزدیکانتان خود بسازید. همچنین می توانید از این طریق در منزل کسب و کار داشته باشید و در آمد زایی کنید. همچنین می توان شمع های ساخته شده توسط افراد مختلف را در طراحی سایت شمع سازی در تهران به فروش رساند. طراحی سایت فروش کارت بازی از جمله مقالات جذاب و خواندنی نونگار پردازش می باشد.

در طراحی سایت شمع سازی در تهران بخش های زیر را می توان قرار داد:
•بخش معرفی سایت ، امکانات و خدمات در طراحی سایت شمع سازی در تهران
•بخش دسته بندی انواع شمع در طراحی سایت شمع سازی در تهران
•بخش شمع سازی در تهران به صورت متن ، تصویر و ویدیو در طراحی سایت شمع سازی در تهران
•بخش ارائه سایر مقالات مرتبط به کارهای هنری در طراحی سایت شمع سازی در تهران
•بخش عضویت و ثبت نام در سایت در طراحی سایت شمع سازی در تهران
•بخش ارسال تصاویر شمع های ساخته شده توسط کاربران در طراحی سایت شمع سازی در تهران
•بخش ارائه ی نظرات کاربران در طراحی سایت شمع سازی در تهران
•بخش تالار گفتگوی هنری در طراحی سایت شمع سازی در تهران
•بخش فروش آنلاین شمع در طراحی سایت شمع سازی در تهران
•بخش درباره ی ما و تماس با ما در طراحی سایت شمع سازی در تهران

چاپ این بخش

  خلاقیت در طراحی لوگو
ارسال‌شده توسط: کاربر - 01-17-2019, 10:13 AM - انجمن: سایر مطلبها - بدون‌پاسخ

خلاقیت در طراحی نشانه(لوگو)  Logo :
خلاقیت بطور کلی به معنی ایجاد چیز جدیدی می باشد.هنگامی که یک نشانه(لوگو) منحصر به فرد طراحی می کنید یک طراحی خلاقانه است و بطور محسوس یا نامحسوس مفهومی که در نظر داشته ایم بیان می دارد.
در طراحی خلاقانه لوگو،طراح در مورد کسب و کار مشتری و هدفی که از لوگو انتظار می رود تحقیق و بررسی می کند و طرح اولیه از لوگو در ذهن طراح شکل گرفته و به گسترش و تکامل آن می پردازد.
تخصص طراح در انتخاب نوع لوگو،رنگ شناسی و به کارگیری رنگهای مناسب در لوگو نیز از دیگر گزینه های خلاقیت در طراحی لوگو هستند.
یک نشانه(لوگو) خلاقانه منحصر به فرد طراحی شده و سریع و با یک نگاه در ذهن مشتری نقش بسته و کسب و کار صاحب لوگو را معرفی می نماید.
نشانه(لوگو) یکی از ابزارهای متمایز شدن تجاری و برندسازی است و باید به طراحی خلاقانه آن اهمیت خاص داد.

چاپ این بخش

  رابعه عدویه(رحمها اللّه تعالى)
ارسال‌شده توسط: کاربر - 01-17-2019, 09:12 AM - انجمن: سایر مطلبها - بدون‌پاسخ

رابعه عَدَویّه رحمها اللّه تعالى ملقب به تاج الرجال و کنیه وی ام الخیر بانوی زاهد،صوفی و شاعر عربی در سده دوم هجری می باشد.احتمالا در سال 95 یا 99 هجری قمری زاده شد و برخی سال وفات وی را 135 قمری بیان داشته اند اما بر اساس تاریخ وفات مصاحبان رابعه سال وفات او را 180 تا 185 هجری قمری دانسته اند.مزار او را برخی سمت شرقی بیت المقدس بالای قله کوه طور(برخی قبر رابعه شامیه دانسته اند) و برخی دیگر دمشق یا بصره می دانند و احتمالا در بصره مدفون می باشد.
از رابعه عدویه  برخی گفته ها،حکایات،مناجات و شعر برجای مانده است و عطار نیشابوری در مصیبت نامه برخی حکایتهای او را به نظم آورده است.
خدا دوستی رابعه از شوق به خداوند بلند مرتبه و آگاهی بر دریافتن زیبایی ازلی اوست نه از ترس عذاب یا طمع ثواب.
پدرش اسماعیل عدوی قیسی است و فرزند چهارم خانواده بوده و قبل از او سه دختر در خانواده داشته اند.به همین دلیل نام او را رابعه گذاشتند و بیشتر عمر خود را در بصره گذراند.
پس از درگذشت پدر و مادرش و شیوع قحطی در بصره به بهای ناچیزی فروخته شد و به خدمت آل عتیک در آمد.آل عتیک از نوادگان قیس و بنی عدوه بودند و رابعه را نیز منسوب به این دو قبلیه قیسیه و عدویه خوانده اند.رابعه در جوانی از بندگی این خاندان آزاد شد و به زهد روی آورد.
رابعه را با صوفیانی مانند حسن بصری،ابراهیم ادهم،سفیان ثوری و مالک دینار هم دوره دانسته اند و چون حسن بصری سال 110 هجری فوت نموده احتمالا با حسن بصری دیگری همدوره بوده است.
   
سخنانی از رابعه عدویه:
رابعه گفت: یا بنی آدم! از دیده به حق منزلی نیست و از زبان‌ها بدو راه نیست؛ و سمع، شاهراه زحمت گویندگان است و دست و پای، سکان حیرتند و کار با دل افتاده‌است. بکوشید تا دلی بیدار به دست آرید که چون دل بیدار شد او را به یار حاجت نیست. یعنی دل بیدار آن است که در حق گم شده‌است و هرکه گم شد با یار چه کند؟ الفناء فی الله اینجا بود.
گفتند: بنده کی راضی شود؟ گفت: آنگاه که از محنت شاکر شود، چنان‌که از نعمت.
گفتند: حضرت عزّت را دوست داری؟ گفت: دارم. گفتند: شیطان را دشمن داری؟ گفت: از دوستی رحمن با عداوت شیطان نمی‌پردازم.
گفت: ثمره معرفت، روی به خدای - عزّ و جل - آوردن است.
سفیان از رابعه پرسید: بهترین چیزی که بنده به آن به خدای تعالی تقرّب جوید کدام است؟ گفت: آنکه بداند که بنده از دنیا و آخرت غیر وی را دوست نمی‌دارد.
گوید: اگر همه دنیا از آنِ مردی بود، آن مرد به آن غنی نبود. گفتند چگونه است؟ گفت: زیرا دنیا فنا پذیرد.

ذکر رابعه عدویه رحمها اللّه تعالى در تذکره الاولیاء:
آن مخدّره خدر خاص، آن مستوره ستر اخلاص، آن سوخته عشق و اشتیاق، آن شیفته قرب و احتراق، آن نایب مریم صفیّه، آن مقبول رجال رابعه عدویّه- رحمها اللّه تعالى- اگر کسى گوید که ذکر او در صفّ رجال چرا کردى؟ گوییم: خواجه انبیا- علیه الصّلاه و السّلام- مى‏فرماید که «انّ اللّه لا ینظر الى صورکم». کار، به صورت نیست. به نیت نیکوست. اگر رواست ثلثان دین از عایشه صدّیقه- رضى اللّه عنها- گرفتن، هم رواست از کنیزکان او فایده گرفتن. چون زن در راه خداى- تعالى- مرد باشد، او را زن نتوان گفت. چنان که عباسه طوسى گفت: «چون فردا در عرصات آواز دهند که: یا رجال!، اوّل کسى که پاى در صفّ رجال نهد، مریم بود».

کسى که اگر در مجلس حسن [بصرى‏] حاضر نبودى، مجلس نگفتى، لا جرم ذکر او در صفّ رجال توان کرد. بل که از روى حقیقت آنجا که این قوم‏اند، همه نیست توحیدند. در توحید، وجود من و تو کى ماند؟ تا به مرد و زن چه رسد! چنان که ابو على فارمدى گوید- رحمه اللّه علیه- که: «نبوت عین عزّت و رفعت است. مهترى و کهترى در وى نبود». پس ولایت نیز همچنین بود خاصّه رابعه که در عهد خود در معاملت و معرفت مثل نداشت. و معتبر بزرگان عهد بود و بر اهل روزگار حجّتى قاطع.

نقل است که آن شب که رابعه در وجود آمد، در خانه پدرش چندان جامه نبود که او را در آن پیچند و قطره‏یى روغن‏ نبود که نافش چرب کنند و چراغ نبود- و پدر او را سه دختر بود. رابعه چهارم بود. از آن رابعه گویند- پس عیال با او گفت که: «به فلان همسایه رو و چراغى روغن بخواه». و پدر رابعه عهد کرده بود که از مخلوق هیچ نخواهد. برخاست و به در خانه آن همسایه رفت و بازآمد، و گفت: «خفته‏اند». پس دلتنگ بخفت. و پیغمبر [را]- علیه الصّلاه و السّلام- به خواب دید. گفت: «غمگین مباش، که این دختر سیّده‏یى است که هفتاد هزار [از] امّت من در شفاعت او خواهند بود». پس گفت: «پیش عیسى رادان رو- که امیر بصره است- و بگو: بدان نشان که هر شب صد بار صلوات بر من مى‏فرستى و شب آدینه چهارصد بار، این شب آدینه که گذشت فراموش کردى. کفّارت آن چهارصد دینار زر به من ده». پدر رابعه چون بیدار شد، على الصّباح، گریان این خواب را بر کاغذى نوشت و به در سراى عیسى رادان برد.

و به کسى داد تا به وى رسانید چون مطالعه کرد، بفرمود تا ده هزار درم به صدقه دادند، شکرانه آن را که: «رسول- علیه الصّلاه و السّلام- از من یاد کرد». و چهارصد دینار فرمود تا به پدر رابعه دادند و گفت: «بگویید که مى‏خواهم تا درآیى و تو را زیارت کنم.امّا روا نمى‏دارم که چون تویى با این منقبت- که پیغام رسول، علیه الصّلاه و السّلام، آورى- [پیش من آیى‏]. من خود آیم و به محاسن، خاک آستان تو روبم. امّا خداى بر تو که هرگاه که احتیاج افتد، عرضه دارى». پس پدر رابعه آن زر بیاورد و صرف مى‏کرد.
چون رابعه بزرگ شد، پدر و مادرش بمردند. و در بصره قحطى عظیم پیدا شد.و خواهران متفرق شدند و رابعه به دست ظالمى افتاد. او را به چند درم بفروخت. آن خواجه او را به رنج و مشقت، کار مى‏فرمود. روزى [در راه‏] از نامحرمى بگریخت.بیفتاد و دستش بشکست. روى بر خاک نهاد و گفت: «الهى! غریبم و بى‏مادر و پدر، و اسیرم و دست شکسته. مرا از این همه هیچ غم نیست. الّا رضاى تو مى‏باید. تا بدانم که راضى هستى یا نه؟». آوازى شنید که «غم مخور، فردا جاهیت‏ خواهد بود چنان که مقرّبان آسمان به تو نازند». پس رابعه به خانه رفت و دایم روزه داشتى و همه‏شب نماز کردى و تا روز بر پاى بودى. شبى خواجه از خواب درآمد. آوازى شنید. نگاه کرد، رابعه را دید در سجده که مى‏گفت: «الهى! تو مى‏دانى که هواى دل من در موافقت‏ فرمان توست و روشنایى چشم من در خدمت درگاه تو. اگر کار بدست من استى، یک ساعت از خدمتت نیاسودمى. امّا تو مرا زیردست مخلوق کرده‏اى. به خدمت تو، از آن دیر مى‏آیم». خواجه نگاه کرد. قندیلى دید بالاى سر رابعه آویخته، معلق [بى‏سلسله‏یى‏] و همه خانه نور گرفته. برخاست و با خود گفت: «او را به بندگى نتوان داشت».
پس رابعه را گفت: «تو را آزاد کردم اگر اینجا باشى، ما همه خدمت تو کنیم، و اگر نمى‏خواهى، هرجا که خاطر توست مى‏رو!». رابعه دستورى خواست و برفت و به عبادت مشغول شد. گویند که در شبانروزى هزار رکعت نماز کردى. و گاه‏گاه به مجلس حسن بصرى رفتى. و گروهى گویند که در مطربى افتاد و باز توبه کرد و در خرابه‏ ایى ساکن شد. بعد از آن صومعه‏یى کرد و مدّتى آنجا عبادت کرد. بعد از آن عزم حج کرد و به بادیه رفت. خرى داشت که رخت بر وى نهاده بود. در میان بادیه بمرد. اهل قافله گفتند:«ما رخت تو برداریم». گفت: «من به توکّل شما نیامده‏ام، بروید!». قافله برفت. رابعه گفت: «الهى! پادشاهان چنین کنند با عورتى عاجز؟ مرا به خانه خود خواندى، پس در میان راه، خر میرانیدى، و [مرا] در بیابان تنها بگذاشتى؟». در حال خر برخاست. رابعه بار برنهاد و برفت. راوى گفت: بعد از مدّتى آن خرک را [دیدم که‏] مى‏فروختند.

و رابعه چون به مکّه مى‏رفت، در بادیه روزى چند بماند، گفت: «الهى! دلم بگرفت. کجا مى‏روم؟- من کلوخى، آن خانه سنگى- مرا تو مى‏باید». حق- تعالى- بى‏واسطه به دلش خطاب کرد که «اى رابعه! در خون هژده هزار عالم مى‏شوى! ندیدى که موسى- علیه السّلام- دیدار خواست، چند ذرّه تجلّى بر کوه افکندم، کوه چهل پاره شد؟».
نقل است که وقتى دیگر به مکّه مى‏رفت. در میان بادیه کعبه را دید که به استقبال او آمده بود.رابعه گفت: «مرا ربّ البیت مى‏باید. کعبه را چه کنم؟ مرا استطاعت کعبه نیست. به جمال کعبه چه شادى؟ مرا استقبال من تقرّب الىّ شبرا تقرّبت الیه ذراعا مى‏باید. کعبه را چه بینم؟».
نقل است که ابراهیم ادهم- رحمه اللّه علیه- چهارده سال سلوک کرد تا به کعبه رسید و گفت: «دیگران این بادیه به قدم رفتند، من به دیده روم». دو رکعت نماز مى‏کرد و قدمى مى‏نهاد. چون به مکّه رسید، خانه را باز ندید. گفت: «آه! چه حادثه است؟ مگر چشم مرا خللى رسیده است؟». هاتفى آواز داد که: «چشم تو را هیچ خلل نیست. امّا کعبه به استقبال ضعیفه‏یى رفته است، که روى در اینجا دارد». ابراهیم از غیرت بخروشید. گفت: «که باشد این؟» تا رابعه را دید که مى‏آمد، عصا زنان، کعبه به مقام خود بازرفت. ابراهیم گفت: «اى رابعه این چه شور و کار و بار است که در جهان افگنده‏اى؟». رابعه گفت: «تو شور در جهان افگنده‏اى که چهارده سال درنگ کرده‏اى تا به خانه رسیده‏اى». ابراهیم گفت: «بلى! چهارده سال در نماز بادیه را قطع کردم». رابعه گفت: «تو در نماز قطع کردى و من در نیاز». پس حج بگزارد و زار بگریست و گفت:«الهى! تو، هم بر حج وعده نیک داده‏اى و هم بر مصیبت. اکنون [اگر] حجّم قبول نیست [بزرگ مصیبتى است‏]. ثواب مصیبتم کو؟ پس با بصره آمد، تا دیگر سال.پس گفت:«اگر پار کعبه به استقبال من آمد، امسال من استقبال کعبه کنم».

چون وقت درآمد- شیخ ابو على فارمدى نقل کند- که روى به بادیه نهاد و هفت سال به پهلو مى‏گردید تا به عرفات رسید. هاتفى آواز داد که: «اى مدّعیه! چه طلب است که دامن تو گرفته است؟ اگر مى‏خواهى تا یک تجلّى کنم که در حال بگدازى!». گفت:«یا ربّ العزّه! رابعه را بدین درجه سرمایه نیست. امّا نقطه فقر مى‏خواهم». ندا آمد که:«اى رابعه! فقر، خشک سال قهر ماست، که بر راه مردان نهاده‏ایم. چون سر یک موى بیش نمانده باشد که به حضرت وصال ما خواهد رسید، کار برگردد و به فراق بدل شود.و تو هنوز در هفتاد حجابى از روزگار خود. تا از تحت این همه بیرون نیایى‏و قدم در راه ما ننهى و این هفتاد مقام نگذارى، حدیث فقر ما نتوانى کرد. و اگر نه برنگر!».

رابعه درنگریست. دریایى خون دید در هوا معلّق. هاتفى آواز داد که: «خون دل عاشقان ماست که به طلب وصال ما آمده‏اند و در منزل اوّل فروشده‏اند، که نام و نشان ایشان در دو عالم از هیچ مقام برنیامد». رابعه گفت: «یا ربّ العزّه! یک صفت از دولت ایشان بمن نماى». در حال عذر زنانش پیدا شد. هاتفى آواز داد که: «مقام اوّل ایشان این است که هفت سال به پهلو روند، تا در راه ما کلوخى را زیارت کنند، چون نزدیک آن کلوخ رسند، هم به علّت ایشان، راه به ایشان فروبندند». رابعه تافته شد. گفت: «خداوندا! مرا در خانه خود نمى‏گذارى. و نه در خانه خودم مى‏گذارى، تا به بصره بنشینم. یا در بصره به خانه خودم بگذار، یا در مکّه به خانه خودم آر. اوّل به خانه سر فرونمى‏آوردم، تو را مى‏خواستم. اکنون خود شایستگى خانه تو ندارم». این بگفت و بازگشت و باز بصره آمد و در صومعه معتکف شد.

نقل است که دو شیخ به زیارت او آمدند. و گرسنه بودند و با خود گفتند: هر طعام که آرد به کار بریم که حلال باشد. رابعه دو گرده داشت. پیش ایشان نهاد، ناگاه سائلى آواز داد. رابعه آن نان از پیش ایشان برداشت و به سائل داد. ایشان را عجب آمد. در حال کنیزکى مى‏آمد و دسته‏یى نان گرم آورد و گفت که:«بانوى من فرستاده است».رابعه بشمرد. هژده عدد بود. گفت: «بازبر، که غلط کرده‏اى». گفت: «غلط نیست».

گفت: «غلط کرده‏ اى. بازبر». بازبرد و با خاتون حکایت کرد. آن زن دو نان دیگر مزید کرد و بازفرستاد. رابعه بشمرد. بیست بود. بگرفت و پیش ایشان نهاد. و مى‏خوردند و تعجّب مى‏کردند. پس او را گفتند: «این چه سرّ بود؟» گفت: «چون شما آمدید دانستم که گرسنه‏اید. گفتم: دو نان در پیش دو بزرگ چون نهم؟ چون سائل بیامد، به وى دادم و مناجات کردم و گفتم: الهى! تو فرمودى که یک را ده عوض مى‏دهم- و در این یقین بودم- اکنون به رضاء تو دو نان دادم. تا یکى را ده عوض بازدهى. چون هژده آورد، دانستم که از تصرّفى خالى نیست یا به من نفرستاده است. بازفرستادم تا بیست تمام کرد و بیاورد».

نقل است که شبى در صومعه نماز مى‏کرد. در خواب شد. از غایت شوق و استغراق نیى در چشم او شد، چنان که او را خبر نبود از غایت خشوع.

و [شبى‏] دزدى درآمد و چادرش برداشت. خواست تا ببرد، راه ندید. چادر بازجاى نهاد، بعد از آن راه بازیافت. دگر بار چادر برداشت و راه باز ندید، هم چنین تا هفت نوبت. تا از گوشه صومعه آواز آمد که: «اى مرد! خود را رنجه مدار که او چند سال است تا خود را به ما سپرده است. ابلیس زهره ندارد که گرد او گردد. دزد را کى زهره آن بود که گرد چادر او گردد. تو خود را مرنجان اى طرار، که اگر یک دوست خفته است،دوست دیگر بیدار است».

نقل است که روزى خادمه رابعه پیه‏آبه‏یى مى‏کرد، که روزها بود که طعامى نخورده بود. به پیاز حاجت افتاد. خادمه گفت: «از همسایه بستانم». رابعه گفت: «چهل سال است تا با خداى- عزّ و جلّ- عهد کرده‏ام که از غیر او هیچ نخواهم. گو: پیاز مباش». در حال مرغى از هوا درآمد و پیازى چند، پوست بازکرده، در دیگ او انداخت. رابعه گفت: «از مکر ایمن نیستم». ترک پیه‏آبه کرد و نان تهى خورد.

نقل است که روزى رابعه بر کوهى رفته بود. نخجیران و آهوان گرد آمدند و در وى نظاره مى‏کردند. ناگاه حسن بصرى پدید آمد. همه برمیدند. حسن چون آن بدید، متغیّر شد و گفت: «اى رابعه! چرا از من رمیدند و با تو انس گرفتند؟». رابعه گفت: «تو امروز چه خوردى؟». گفت: «پیه‏آبه». گفت: «تو پیه ایشان خورده‏اى. چگونه از تو نرمند؟».

نقل است که وقتى او را به خانه حسن گذر افتاد. و حسن‏ بر بام صومعه چندان گریسته بود که آب از ناودان مى‏چکید. و قطره‏یى چند از آن بر رابعه آمد. تفحص کرد تا چه آب است؟ چون معلوم شد، گفت: «اى حسن! اگر این گریه از رعونات نفس است، آب چشم خود نگه دار تا اندرون تو دریایى شود، چنان که اگر در آن دریادل را جویى، نیابى الّا عند ملیک مقتدر». حسن را این سخن سخت آمد و هیچ نگفت. یک روز رابعه را دید بر لب آب فرات. حسن سجّاده بر روى آب انداخت و گفت: «اى رابعه! بیا تا اینجا دو رکعت نماز کنیم». رابعه گفت: «اى استاد! در بازار دنیا آخرتیان را عرضه دهى؟ چنان باید که ابناء جنس از آن عاجز باشند». پس رابعه سجّاده در هوا انداخت و گفت: «اى حسن اینجا آى، تا از چشم خلق پوشیده باشى». پس دیگر خواست تا دل حسن را باز دست آورد. گفت: «اى استاد! آنچه تو کردى، ماهیى بکند، و آنچه من مى‏کنم، مگسى بکند. کار از این هر دو بیرون است».

نقل است که حسن بصرى گفت: «شبانروزى پیش رابعه بودم و سخن طریقت و حقیقت مى‏گفتم، چنان که نه بر خاطر من گذشت که من مردم، و نه بر خاطر او گذشت که: او زن است. آخر الامر چون برخاستم خود را مفلسى دیدم و او را مخلصى».

نقل است که شبى حسن با یاران پیش رابعه رفتند. و رابعه را چراغ نبود و ایشان را چراغ مى‏بایست. رابعه تفى بر انگشتان خود دمید. تا روز انگشتان وى چراغ مى‏افروخت. اگر کسى گوید که: این چون بود؟ گوییم: چنان که دست موسى- علیه الصّلاه و السّلام- بود. و اگر گویند که: او پیغمبر بود، گوییم: هر که متابعت نبىّ کند، او را از آن کرامات نصیبى بود. که اگر نبىّ را معجزه است، ولىّ را کرامات است به برکات متابعت پیغمبر- علیه الصّلاه و السّلام- چنان که پیغمبر- علیه الصّلاه و السّلام- مى‏فرماید: «من ردّ دانقا من حرام، فقد نال درجه من النّبوّه»- هر که دانگى از حرام به خصم بازدهد درجه‏یى از نبوّت بیابد- و گفت: «خواب راست یک جزو است از چهار جزو نبوّت».

نقل است که وقتى رابعه، حسن را سه چیز فرستاد: پاره‏یى موم و سوزنى و مویى. و گفت: «چون موم عالم را منوّر مى‏دار و خود مى‏سوز، و چون سوزن برهنه باش و پیوسته کار مى‏کن، چون این هر دو خصلت به جاى آوردى چون موى باش تا کارت باطل نشود».

نقل است که حسن، رابعه را گفت: «رغبت شوهر کنى؟». گفت: «عقد نکاح بر وجودى وارد بود. اینجا وجود کجاست؟ که من از آن من نیم، از آن اویم و در سایه حکم او. خطبه از او باید کرد». گفت: «اى رابعه! این درجه به چه یافتى؟». گفت: «بدان که همه یافته‏ها گم کردم در وى». حسن گفت: «او را چون دانى؟». گفت: «چون، تو دانى. ما بى‏چون دانیم».

نقل است که حسن روزى به صومعه او رفت. و گفت: «از آن علمها- که نه به تعلیم بوده باشد و نه به شنیده، بلکه بى‏واسطه خلق به دل تو فروآمده است- مرا حرفى بگو». گفت: «کلاوه‏یى چند ریسمان رشته بودم تا بفروشم و از آن قوتى سازم. به دو درم بفروختم. و یکى در این دست گرفتم و یکى در آن دست. ترسیدم که اگر هر دو به یک دست گیرم، جفت شود و مرا از راه ببرد. فتوحم امروز این بود».

گفتند با رابعه: «حسن مى‏گوید که: اگر یک نفس در بهشت از دیدار حق محروم مانم، چندان بگریم و بنالم که همه اهل بهشت را بر من ترحّم آید». رابعه گفت: «این سخن، نیک است. امّا اگر در دنیا چنان است که اگر یک نفس از ذکر حق غافل ماند همین ماتم و گریه و زارى پدید مى‏آید، نشان آن است که در آخرت نیز چنین خواهد بود، و الّا نه چنین است».

گفتند: «چرا شوهر نکنى؟». گفت: «در غم سه چیز متحیّر مانده‏ ام. اگر مرا از آن غم بازرهانید، شوهر کنم: اوّل آن که در وقت مرگ، ایمان به سلامت برم یا نه؟ دوّم آن که نامه من به دست راست دهند یا نه؟ سیّوم [آن که‏] در آن ساعت که جماعتى به دست راست به بهشت برند، و جماعتى به دست چپ به دوزخ، من از کدام باشم؟» گفتند: «ما ندانیم». گفت: «چون مرا چنین ماتم در پیش است، چگونه پرواى شوهر کردن بود؟».

گفتند: «از کجا مى‏آیى؟». گفت: «از آن جهان». گفتند: «کجا خواهى رفت؟».

گفت: «بدان جهان». گفتند: «بدین جهان چه مى‏کنى؟». گفت: «افسوس مى‏دارم».

گفتند: «چگونه؟». گفت: «نان این جهان مى‏خورم و کار آن جهان مى‏کنم». گفتند:«عظیم شیرین زبانى! رباط بانى را شایى». گفت: «من خود رباطبانم: هر چه در اندرون من است، بیرون نیارم، و هر چه بیرون است در اندرون نگذارم. اگر کسى درآید و برود، با من کارى ندارد. من دل نگاه مى‏دارم نه گل».

گفتند: «حضرت عزّت را دوست مى‏دارى؟». گفت: «دارم». گفتند: «شیطان را دشمن دارى؟». گفت: «از دوستى رحمن با عداوت شیطان نمى‏پردازم لکن رسول [را]- علیه الصّلاه و السّلام- به خواب دیدم. گفت: یا رابعه! مرا دوست دارى؟ گفتم: یا رسول اللّه! که باشد که تو را دوست ندارد؟ لکن محبّت حق، مرا چنان فروگرفته است، که دوستى و دشمنى غیر او در دلم نمانده است».

پرسیدند از محبّت. گفت: «محبّت از ازل درآمد و به ابد گذر کرد. و در هژده هزار عالم کسى را نیافت که یک شربت از وى درکشد. به آخر، به حق رسید و از او این عبارت ماند که: یحبّهم و یحبّونه». گفتند: «تو، او را که مى‏پرستى، مى‏بینى؟». گفت:«اگر ندیدمى نپرستیدمى».

نقل است که رابعه دایم گریان بودى. گفتند: «چرا مى‏گریى؟». گفت: «از قطیعت مى‏ترسم. که با او خو کرده‏ام، نباید که وقت مرگ ندا آید که: ما را نشایى!». گفتند: «بنده، کى راضى شود؟». گفت: «آنگاه که از محنت شاکر شود، چنان که از نعمت». گفتند: «اگر گناهکار توبه کند، قبول کند یا نه؟». گفت: «چگونه توبه کند؟ مگر خداوندش توبه دهد و قبول کند. که تا او توبه ندهد، توبه نتواند کرد».

گفت: «یا بنى آدم! از دیده به حق منزلى نیست، و از زبانها بدو راه نیست، و سمع، شاهراه زحمت گویندگان است و دست و پاى، سکّان حیرت‏اند. کار، با دل افتاده است. بکوشید تا دلى بیدار بدست آرید، که چون دل بیدار شد، او را به یار حاجت نیست». یعنى دل بیدار، آن است که در حق گم شده است و هر که گم شد، با یار چه کند؟الفناء فى اللّه اینجا بود.

و گفت: «استغفار به زبان، کار دروغ زنان است». گفت: «اگر ما خود توبه کنیم، به توبه دیگر محتاج باشیم». و گفت: «اگر صبر، مردى بودى کریم بودى».

گفت: «ثمره معرفت، روى به خداى- عزّ و جلّ- آوردن است». گفت: «عارف آن است که دلى خواهد از حق. چون دل دهدش، در حال به خداى- عزّ و جلّ- بازدهد. تا در قبضه او محفوظ بود و در ستر او از خلق محجوب گردد».صالح مرّى- رحمه اللّه علیه- بسى گفتى که «هر که درى کوبد، عاقبت باز شود».

رابعه یک‏بار حاضر بود. گفت: «تا کى گویى که: باز بخواهد گشاد. کى بسته است، [تا بازگشاید]؟». صالح گفت: «عجبا! مردى جاهل، و زنى ضعیفه دانا».

یک روز رابعه مردى را دید که مى‏گفت: «وا اندها!». رابعه گفت: «چنین گو: وا! که اگر اندوه بودى تو را، زهره نبودى که نفس زدى».

نقل است که وقتى یکى عصابه‏یى بر سر بسته بود. گفت: «چرا عصابه بر سر بسته‏اى؟». گفت: «سرم درد مى‏کند». گفت: «عمرت چند است؟». گفت: «سى سال».

گفت: «در این سى سال بیشتر تندرست بودى یا بیمار؟». گفت: «تندرست». گفت:«هرگز در این مدّت عصابه شکر بربسته‏اى؟ [که‏] به یک دردسر که تو را هست، عصابه شکایت بربندى.

نقل است که یکى روز، چهار درم به کسى داد که: «از براى من گلیمى بستان».

گفت: «سیاه یا سفید؟». در حال درم بازستد و در دجله انداخت و گفت: «از گلیم ناخریده تفرقت با دید آمد که: سیاه باید یا سپید؟».

نقل است که وقت بهار در خانه‏یى رفت و بیرون نیامد. خادمه گفت: «اى سیّده! بیرون آى تا آثار صنع بینى». رابعه گفت: «تو بارى درآى، تا صانع بینى. شغلنى مشاهده الصّانع عن مطالعه الصّنع». وقتى جمعى پیش رابعه رفتند. او را دیدند که گوشت به دندان پاره مى‏کرد. گفتند: «کارد ندارى؟». گفت: «از بیم قطیعت هرگز کارد نداشتم».

نقل است که یک‏بار هفت شبانروز روزه نگشاد و شب نخفت. شب هشتم گرسنگى بر وى غلبه کرد. نفس فریاد برآورد که: مرا چند رنجانى؟ ناگاه یکى در بزد و کاسه‏یى طعام آورد. بستد و بنهاد تا چراغ آورد. گربه بیامد و آن طعام را بریخت.

گفت:بروم، و کوزه آب آورم و روزه گشایم. چون برفت، چراغ‏ بمرد. خواست که آب خورد، کوزه از دستش درافتاد و بشکست. رابعه آهى کرد، که بیم بود که خانه بسوزد. گفت:«الهى! این چیست که با من بیچاره مى‏کنى؟». آوازى شنید که: «هان اى رابعه! اگر مى‏خواهى، تا نعمت دنیا بر تو وقف کنیم، امّا اندوه خود از دلت بازگیریم. که اندوه من و نعمت دنیا در یکدل جمع نشود. اى رابعه! تو را مرادى است و ما را مرادى. مراد ما با مراد تو در یکدل جمع نشود». گفت: «چون این خطاب شنیدم، چنان دل از دنیا منقطع گردانیدم و امل کوتاه کردم، که سى سال است که چنان نماز کردم که گفتم: این بازپسین نماز من خواهد بود- اصلّى صلاه المودّع- و چنان از خلق مستغنى گشتم و بریده شدم که چون روز شدى، از بیم آن که خلق مرا مشغول کنند، گفتم: خداوندا! به خود [م‏] مشغول گردان تا کسى مرا از تو مشغول نکند».

نقل است که پیوسته نالیدى. گفتند: «هیچ علّت ظاهر نیست. موجب ناله‏ چیست؟». گفت: «علّتى دارم، از درون سینه که طبیبان از علاج آن عاجز آمده‏ اند. مرهم جراحت ما، وصال اوست. تعلّلى مى‏کنم، تا بود که فردا در عقبى به مقصود رسم. اگر چه دردزده نیم، امّا خود را به ایشان تشبیه مى‏کنم. و کم از این نمى‏باید».

نقل است که جماعتى از بزرگان پیش رابعه رفتند. رابعه از یکى پرسید که: «تو خداى را براى چه مى‏پرستى؟». گفت: «هفت طبقه دوزخ عظمتى دارد و همه را بر او گذر باید کرد، ناکام از بیم و هراس او». دیگرى گفت: «درجات بهشت منزلتى نیکو دارد، بسى آسایش در آنجا موعود است». رابعه گفت: «بد بنده‏یى بود که خداوند خود را از بیم عبادت کند یا به طمع مزد پرستد». پس ایشان گفتند: «تو چرا مى‏پرستى خداى را؟

تو را طمع نیست؟». گفت: «الجار، ثمّ الدّار. ما را این تمام نبود که دستورى داده‏اند تا او را پرستیم؟ که اگر بهشت و دوزخ نبودى، او را اطاعت نبایستى کرد! استحقاق آن نداشت که بى‏واسطه عبادت او را کنند؟».

نقل است که بزرگى پیش او رفت. جامه او پاره دید. گفت: «بسیار کسان باشند که اگر اشارت کنى، در حقّ تو نظر کنند».

رابعه گفت: «من شرم دارم که دنیا خواهم از کسى [که در دست او به عاریت است». آن بزرگ گفت: «همّت بلند این ضعیفه نگرید] که او را بر این بالا برکشیده است که دریغش مى‏آید که وقت خود را به سؤال مشغول گرداند».

نقل است که جمعى به امتحان پیش او رفتند و گفتند: «همه فضایل بر سر مردان نثار کرده‏اند و تاج مروّت بر سر مردان نهاده‏اند و کمر کرامت بر میان مردان بسته‏ اند. هرگز نبوّت بر هیچ زنى فرونیامده است. تو این لاف از کجا مى‏زنى؟». رابعه گفت: «این همه که گفتى، راست است. امّا منى و خود دوستى و خودپرستى و انا ربّکم الاعلى از گریبان هیچ زن برنیامده است و هیچ زن هرگز مخنّث نبوده است».

نقل است که رابعه روزى بیمار شد. سبب بیمارى پرسیدند. گفت: «نظرت الى الجنّه، فأدّبنى ربّى»- در سحرگاه دل ما به بهشت میلى کرد، دوست با ما عتاب کرد این بیمارى از آن است- حسن بصرى به عیادت او آمد. گفت: خواجه‏ ایى دیدم‏ مال‏دار، از بصره، که بر در صومعه او نشسته بود، با صرّه‏یى زر، و مى‏گریست. گفتم:«موجب گریه چیست؟». گفت: «از براى این زاهده عابده، کریمه زمانه- که اگر برکت او نباشد، خلق هلاک شوند- چیزى آورده‏ام براى تعهّد. و مى‏ترسم که قبول نکند. تو شفاعت کن، باشد که قبول کند». حسن گفت: درآمدم و پیغام بگزاردم. رابعه به گوشه چشم در من نگرست و گفت: «کسى که ناسزا مى‏گوید، روزى از او بازنمى‏گیرد، کسى که جانش جوش محبت او مى‏زند، رزق از او بازگیرد؟ تا من او را شناخته‏ام، پشت بر خلایق آورده‏ام. و مال کسى که ندانم که حلال است یا حرام، چون قبول کنم؟ و وقتى به روشنایى چراغ سلطان، شکاف پیرهن بدوختم. دلم روزگارى بسته شد. تا آن را بازنشکافتم، دلم گشاده نشد، خواجه را عذر خواه تا دلم در بند ندارد».

عبد الواحد بن عامر گوید که: با سفیان ثورى به عیادت او رفتیم. از هیبت او سخنى نتوانستم گفت. سفیان را گفتند: «چیزى بگو». گفت: «یا رابعه دعا کن تا حق- تعالى- این رنج تو آسان کند». رابعه گفت: «اى سفیان! ندانى که رنج من، حق- تعالى- خواسته است؟». گفت: «بلى!». گفت: «چون مى‏دانى، مى‏فرمایى تا از وى درخواست کنم، به خلاف خواست او؟ و دوست را خلاف کردن روا نبود». پس سفیان گفت: «یا رابعه! چه چیزت آرزوست؟». گفت: «اى سفیان! تو مردى از اهل علم باشى. چرا چنین سخن گویى. به عزّت خداى که دوازده سال است که مرا خرماى تر آرزوست- و تو دانى که در بصره خرما را مقدارى نبود- هنوز نخورده‏ام. که من بنده‏ام و بنده را به آرزو چه کار؟ اگر من خواهم و خداوند نخواهد، کفر بود». پس سفیان گفت: «من در کار تو سخن نمى‏توانم گفت. تو در کار من سخن گوى». گفت: «نیک مردى‏اى، اگر نه آنستى که دنیا را دوست مى‏دارى». گفت: «آن چیست؟». گفت: «روایت حدیث». یعنى این نیز جاهى است. سفیان گفت: مرا رقّت آمد. گفتم: «خداوندا! از من خشنود باش». رابعه گفت: «شرم ندارى که رضاى کسى مى‏جویى که تو از او راضى نیستى؟».
 
مالک دینار گفت: پیش رابعه رفتم. او را دیدم با کوزه‏یى شکسته که از آن وضو ساختى و آب خوردى، و بوریایى کهنه، و خشتى که زیر سر نهادى. دلم به درد آمد و گفتم: «اى رابعه! مرا دوستان توانگر هستند. اگر اجازه دهى، براى تو از ایشان چیزى خواهم». گفت: «اى مالک! غلط کرده‏اى. روزى‏دهنده من و ایشان یکى نیست؟». گفتم:«بلى!». گفت: «درویشان را فراموش کرده است به سبب درویشى؟ و توانگران را یارى مى‏کند به سبب توانگرى؟». گفتم: «نه». گفت: «چون حال من داند، چه یادش دهم؟ او چنین مى‏خواهد، ما نیز چنان خواهیم که او مى‏خواهد».


نقل است که حسن بصرى و مالک دینار و شقیق بلخى- رحمهم اللّه، تعالى- پیش رابعه- رحمها اللّه- رفتند. و در صدق سخنى مى‏رفت. حسن گفت: لیس بصادق فى دعواه، من لم یصبر على ضرب مولاه»- یعنى صادق‏ نیست در دعوى خویش، هر که صبر نکند بر ضرب مولاى خویش- رابعه گفت: «از این سخن بوى منى مى‏آید».

شقیق گفت: لیس بصادق فى دعواه، من لم یشکر على ضرب مولاه»- صادق نیست در دعوى خویش، هر که شکر نکند بر ضرب مولاى خویش- رابعه گفت: «از این به باید». مالک دینار گفت: لیس بصادق فى دعواه، من لم یتلذّذ بضرب مولاه»- صادق نیست در دعوى خود، هر که لذّت نیابد از زخم دوست خویش- رابعه گفت: «از این به باید». گفتند: «اکنون تو بگوى!». رابعه گفت: «لیس بصادق فى دعواه، من لم ینس الم الضّرب فى مشاهده مولاه»- صادق نیست در دعوى خود، هر که فراموش نکند الم زخم در مشاهده مطلوب خویش- و این عجب نبود، که زنان مصر در مشاهده یوسف- علیه السّلام- الم زخم نیافتند. اگر کسى در مشاهده [خالق‏] بدین صفت بود، چه عجب؟.

نقل است که یکى از مشایخ بصره پیش رابعه آمد و بر بالین او بنشست و مذمّت دنیا آغاز کرد. رابعه گفت: «تو دنیا را عظیم دوست مى‏دارى. که اگر دوست نداشتى ذکرش نکردى. که شکننده کالا خریدار بود. اگر از دنیا فارغ بودى، به نیک و بد یاد او نکردى. امّا از آن یاد مى‏کنى، که من احبّ شیئا، اکثر ذکره»- هر که چیزى دوست دارد، یادش بسیار کند-.


نقل است که حسن گفت: نماز دیگر پیش رابعه بودم. چیزى خواست پختن.گوشت در دیگ کرده بود. چون در سخن آمدیم، گفت: «این سخن خوش‏تر از دیگ پختن». دیگ را همچنان بگذاشت تا نماز شام بگزاردیم. نان خشک بیاورد و کوزه ا‏یى‏ آب، تا روزه گشاییم. و بر سر دیگ رفت تا برگیرد. دیگ مى‏جوشید به قدرت حق- تعالى- پس در کاسه کرد [و بیاورد] و ما از آن گوشت بخوردیم. که طعامى بود که هرگز به ذوق آن نخورده بودیم. رابعه گفت: «به نماز برخاسته را چنین طعام سازند».

سفیان ثورى گفت: شبى پیش رابعه بودم. در محراب شد و تا روز نماز کرد. و من در گوشه دیگر نماز مى‏کردم. بامداد گفت: «شکرانه این توفیق، امروز روزه داریم».

و او را مناجات است. و السّلام.
 
مناجات رابعه عدویّه، رحمه اللّه علیها:

«بار خدایا! اگرمرا فرداى قیامت به دوزخ فرستى، سرّى آشکارا کنم، که دوزخ از من به هزارساله راه بگریزد». گفت: «الهى! مرا از دنیا هر چه قسمت کرده‏اى، به دشمنان خود ده. و هر چه از آخرت قسمت کرده‏اى، به دوستان خود ده. که ما را تو بسى». گفت: «خداوندا! اگر تو را از خوف دوزخ مى‏پرستم، در دوزخم بسوز. و اگر به امید بهشت مى‏پرستم. بر من حرام گردان. و اگر از براى تو تو را مى‏پرستم، جمال باقى از من دریغ مدار». گفت: «بار خدایا! اگر فردا مرا به دوزخ کنى، من فریاد برآورم که: تو را دوست داشته‏ام، با دوستان چنین کنند؟». هاتفى آواز داد که: «یا رابعه لا تظنّى بنا ظنّ السّوء» به ما ظنّ بد مبر، نکو بر. که تو را در جوار دوستان خود فرودآریم تا با ما سخن گویى. گفت: «الهى! کار من و آرزوى من از جمله دنیا یاد توست، و در آخرت لقاء تو.آن من این است. تو هر چه خواهى مى‏کن». و شبى مى‏گفت: «یا رب! دلم حاضر کن. یا نماز، بى‏دل قبول کن».

چون وفاتش نزدیک آمد، بزرگان بر بالین او بودند. گفت: «برخیزید و جاى خالى گردانید، براى رسولان خداى». ایشان برخاستند و بیرون آمدند و در فراز کردند.آوازى شنیدند که: «یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّهُ! ارْجِعِی إِلى‏ رَبِّکِ راضِیَهً مَرْضِیَّهً، فَادْخُلِی فِی عِبادِی وَ ادْخُلِی جَنَّتِی». زمانى بود و هیچ آواز نیامد. در رفتند، وفات کرده بود. مشایخ گفتند: رابعه به دنیا آمد و به آخرت شد که هرگز با حق- تعالى- گستاخى‏نکرد و هیچ نخواست و نگفت که مرا چنین دار و چنین کن!

نقل است که او را به خواب دیدند. گفتند: «حال گوى، از منکر و نکیر». گفت:«چون آن جوانمردان درآمدند و گفتند: من ربّک؟ گفتم: بازگردید و حق را بگویید که:با چندین هزار خلق پیرزنى را فراموش نکردى؛ من که از همه جهان تو را دارم، هرگز فراموشت نکنم تا کسى را فرستى که: خداى تو کیست؟».

نقل است که محمّد بن اسلم طوسى و نعمى طرسوسى- رحمهما اللّه- که در بادیه سى هزار مردم را آب دادند- هر دو بر سر خاک رابعه حاضر شدند و گفتند: «اى آن که لافها زدى که سر بر هر دو سرا فرونیارم، حال کجا رسید؟». آواز داد که: «نوشم باد آنچه دیدم».


تذکره الأولیاء//فرید الدین عطار نیشابورى

چاپ این بخش

  قیمت فروش دیفیوزر لوله ای
ارسال‌شده توسط: faraztasfieh - 01-16-2019, 09:31 AM - انجمن: سایر مطلبها - بدون‌پاسخ

دیفیوزر لوله ای  

در این مقاله می خواهیم قیمت حدودی مدل های مختلف دیفیوزر تولیدی شرکت مهندسی فراز تصفیه را اعلام نماییم .  همچون مدل هایی مانند  دیفیوزرهای دیسکی حباب ریز و دیفیوزر لوله ای حباب ریز و دیفیوزر دیسکی حباب درشت از جمله تولیدات شرکت مهندسی فراز تصفیه می باشند .
البته با توجه به نوساناتی که در کشور به وجود آمده است اعلام قیمت ثابت بسیار مشکل می باشد و نمی توان قیمت دقیقی را اعلام نمود اما برای خرید راحت تر قیمت حدودی را اعلام می کنیم این قیمت ها برای تاریخ 97.10.23 می باشد و در صورت درخواست خرید ابتدا با کارشناسان این شرکت تماس حاصل فرمایید و قیمت جدید را جویا شوید .
نحوه ی خرید دیفیوزر OXYaero
ابتدا با کارشناسان این شرکت ( شرکت مهندسی فراز تصفیه )  تماس حاصل فرمایید تا جهت نوع انتخاب دیفیوزر و شرایط استفاده از دیفیوزر اطلاعات کامل ر ا به کارشناسان ما بدهید و سپس با توجه به قیمت اعلام شده و راهنمایی کارشناسان ما بتوانید خرید خود را نهایی نمایید .
قیمت های دیفیوزرTM OXYaero
دیفیوزر دیسکیTM  OXYaero  100.000 تومان می باشد .
دیفیوزر لوله ایTM OXYaero  -/000/200 تومان می باشد .
دیفیوزر دیسکی حباب درشتTM OXYaero   -/000/70 تومان می باشد .
بعد از نهایی شدن تصمیمتان درخواست خود را به صورت کتبی برای این شرکت ارسال نموده و و پس از پیشنهاد قیمت از این شرکت و واریز نمودن وجه مورد نظر فاکتور رسمی سفارش خود را به همراه دیفیوزر درخواستی خود می توانید دریافت نمایید .
در صورت نیاز به نیروهای این شرکت جهت نصب و راه اندازی می توانید با بخش فنی شرکت تماس حاصل فرمایید .  
هم چنین در صورت خرید دیفیوزر های این دستورالعمل نگهداری از دیفیوزر ها را دریافت نمایید .
موفق باشد .http://www.i-mbr ir

چاپ این بخش

  وینگ چون
ارسال‌شده توسط: کاربر - 01-14-2019, 03:23 PM - انجمن: سایر مطلبها - بدون‌پاسخ

وینگ‌چون Wing Chun به چینی 咏春拳  به معنی بهار زیبا وینگ چون یکی از سبک‌های رزمی چینی(کنگ فو)می‌باشد. این سبک دارای فلسفه ویژه و قدمت حدوداً ۳۵۰ ساله است و بیشتر بر روی مبارزه به کمک ذهن، احساس، روح و جسم تأکید دارد 
این روش مبارزه که ابتدا به نام سئولیم تائو یا سئونیم تائو (به معنی روش ایده کوچک) معروف بود ابتدا توسط اساتید ارشد معبد شائولین طراحی و ایجاد شده بود، که بر خلاف سبک‌های دیگر شائولین بر اساس آناتومی بدن و قوانین ریاضی برای حملات ساده، سریع و کاربردی و دفاع کردن توسط زاویه‌های خاص به خصوص زاویه ۴۵ درجه و گارد بر اساس خط مستقیم و عدد طلایی بود.
نوع مشت زنی در وینگ‌چون 咏春拳 با بقیه رشته های رزمی کمی تفاوت دارد.
حمله به معبد توسط دولت چین و کشته شدن بسیاری شاگردان و اساتید و همچنین نابودی معبد باعث شد که هر کدام از اساتید باقی‌مانده در گوشه‌های از چین به‌طور مخفیانه زندگی کنند. در این میان یکی از اساتید باقی‌مانده که راهبه خانمی به اسم انجی مویی بود روش سئولیم کونگ فو خود را به دختری به نام وینگ چون (به معنی بهار زیبا) با تغییراتی که بر اساس آناتومی زنانه و استفاده از نیرو و انرژی حریف بر علیه خودش بود آموزش داد، که بعدها به نام سبک وینگ چون به شهرت رسید.
مبارزاتی که توسط وینگ چون انجام می‌شد باعث شهرت او شد به‌طوری‌که افراد بسیاری برای مبارزه با او از نقاط دیگر به آنجا می آمدند.
خانم وینگ چون با شخصی به نام لئونگ بک چائو که تاجری به نام و مبارزی قوی بود و در مبارزه با وینگ چون شکست خورده بود،ازدواج کرد.
وینگ چون آموخته های خود را به همسرش یاد داد. این سبک چند نسل بعد توسط استاد لئونگ جان(استاد بدون شکست) که در چین یکی از اساتید معروف کونگ فو در زمان خود بود به شهرت رسید.
شهرت جهانی وینگ چون توسط استاد ایپ من و شاگردانش ایپ چون، لومن کام، لئونگ تینگ و بروس لی به اوج خود رسید.
ایپ من اولین فردی بود که یه صورت عمومی آموزش وینگ چون را در هنگ کنگ آغاز کرد.
از خصوصیات بارز این سبک حرکت دریک مسیرمستقیم-سرعت-ضربات وتکنیکهای مستقیم وترکیبی وتلاش در جهت خنثی نمودن حملات حریف بیشتر از اعمال نیرو برای ضربه زدن و یاحمله مستقیم می باشد.

چاپ این بخش

  مریم میرزاخانی
ارسال‌شده توسط: کاربر - 01-14-2019, 03:11 PM - انجمن: سایر مطلبها - بدون‌پاسخ

مریم میرزاخانی Maryam Mirzakhani
مریم میرزاخانی متولد 22 اردیبهشت 1356 تهران (12 می 1977) و پدرش احمد میرزاخانی اهل طالقان استان البرز و مهندس برق و رئیس هیئت مدیره مجتمع آموزشی نیکوکاری رعد بود.مریم میرزاخانی در دوران تحصیل در دبیرستان فرزانگان تهران، برندهٔ مدال طلای المپیاد جهانی ریاضی در سال‌های ۱۹۹۴ (هنگ‌کنگ) و ۱۹۹۵ (کانادا) شد و در این سال به‌عنوان نخستین دانش‌آموز ایرانی نمرهٔ کامل را به دست آورد. وی نخستین دختری بود که در المپیاد ریاضی ایران طلا گرفت و به تیم المپیاد ریاضی ایران راه یافت؛ و نخستین دانش آموز ایرانی بود که دو سال مدال طلا گرفت.

در اسفند ۱۳۷۶ اتوبوس حامل دانشجویانِ ریاضی شرکت‌کننده در بیست و دومین دورهٔ مسابقات ریاضی دانشجویی از اهواز محل برگزاری مسابقه به تهران بود در حادثه‌ای که پیش آمد، اتوبوس به دره سقوط کرد. شش دانشجوی ریاضی دانشگاه شریف، که اغلب از برگزیدگان المپیادهای ریاضی ملی و بین‌المللی بودند جان باختند. مریم میرزاخانی از جمله بازماندگانِ این سانحه بود.
مریم میرزاخانی Maryam Mirzakhani در سال 1999 کارشناسی خود در رشته ریاضی از دانشگاه شریف گرفت و در سال 2004 از دانشگاه هاروارد به سرپرستی کورتیس مک مولین(از برندگان مدال فیلدز) دکتری خود را گرفت.
در سال 2005 از مریم میرزاخانی به عنوان یکی از ده ذهن برگزیده سال و ذهن برتر رشته ریاضیات از سوی نشریه پاپیولار ساینس در امریکا تجلیل شد.مریم میرزاخانی جوایزی مانند ستر از انجمن ریاضی امریکا در سال 2013 و جایزه کلی را نیز دریافت نموده بود.
وی استاد دانشگاه برینستون بود و از یازدهم شهریم 87 (اول سپتامبر2008) در دانشگاه استنفورد استاد دانشگاه و پژوهشگر رشته ریاضی بود.
در سال ۲۰۱۴ به خاطر کار بر «دینامیک و هندسه سطوح ریمانی و فضاهای پیمانه‌ای آنها»  بعنوان تنها زن و اولین ایرانی برنده مدال فیلدز (بالاترین جایزه در ریاضیات) شد.
زمینه تحقیقاتی مریم میرزاخانی شامل نظریه تایشمولر،هندسه هذلولی،نظریه ارگودیک و هندسه هم تافته بود.
در سال ۱۳۸۴ با یان واندارک که اهل جمهوری چک است ازدواج کرد و حاصل ازدواجشان دختری به نام آناهیتا است.یان دانشیار ریاضی دانشگاه استنفورد، و پژوهشگر سابق علوم کامپیوتر نظری مرکز تحقیقات آی بی ام است.

میرزاخانی علاقه‌ای به قرار گرفتن زیر ذره‌بین رسانه‌ها نداشت و مصاحبه‌های زیادی از او منتشر نشده‌است.

او می‌گوید: «گاهی مواقع احساس می‌کنم در یک جنگل بزرگ هستم و نمی‌دانم به کجا می‌روم؛ ولی به طریقی به بالای تپه‌ای می‌رسم و می‌توانم همه چیز را واضحتر ببینم. آنچه آن گاه رخ می‌دهد، واقعاً هیجان انگیز است.»
فیلم مورد علاقه اش،داگویل است.این فیلم نگاهی خشن به آمریکای دوران رکود بزرگ است. وی گفته که در کودکی آرزو داشته نویسنده شود. او گفت: «وقتی که بچه بودم رویایم این بود که نویسنده شوم. هیجان‌انگیزترین لحظاتم را به خواندن رمان می‌گذراندم، در واقع هر چیزی را به دستم می‌رسید می‌خواندم.» 
در تیر ماه 1396 اعلام شد مریم میرزاخانی به دلیل ابتلا به سرطان در بیمارستانی در امریکا بستری شده و پدر و مادرش برای مراقبت از او به امریکا رفتند.او از 4 سال پیش تر به سرطان پستان مبتلا بوده و به مغز استخوان وی سرایت کرده.
در 23 تیرماه1396 در سن 40 سالگی سد شکن و نابغه ریاضی در بیمارستانی در کالیفرنیا در گذشت.

روز تولد مریم میرزاخانی  از سوی اتحادیه بین‌المللی انجمن‌های ریاضی جهان با پیشنهاد کمیته بانوان انجمن ریاضی ایران به عنوان روز جهانی زن در ریاضیات نامگذاری شد.

چاپ این بخش

  عکاسی
ارسال‌شده توسط: کاربر - 01-14-2019, 02:11 PM - انجمن: عکاسی - بدون‌پاسخ

عکاسی چیست و به چه معنی است؟
عکاسی به معنای به روش عکاسی و عکسبرداری گفته می شود همچنین به عمل عکاسی و شغل عکاس.
عکاسی را شخصی کشف و کامل نکرده بلکه نتیجه تلاش بسیاری از افراد در 
در بیشتر زبانها عکاسی را فتوگرافی می گویند که ترکیبی از دو کلمه یونانی فتو(نور) و گرافی(ثبت یا نگارش) می باشد.
عکاسی یعنی ثبت و ایجاد تصویر که در دو مرحله انجام می شود:
-به دست آوردن تصویر به وسیله دوربین روی فیلم (نگاتیو) یا گیرنده تصویر الکترونیکی
-ظاهر کردن تصویر و پایدار کردن آن
عکاسی سه جنبه علمی،صنعتی و هنری دارد.

چاپ این بخش

  دکتر بیژن عابدیان متخصص بیماری های نشیمنگاهی
ارسال‌شده توسط: bijanabedian - 01-14-2019, 01:50 PM - انجمن: سایر - بدون‌پاسخ

دکتر بیژن عابدیان متخصص بیماری های نشیمنگاهی (بواسیر (همورئید)، شقاق، فیستول، کیست مویی) در تهران با استفاده از تیمی مجرب و همچنین استفاده از مجهز ترین دستگاه های درمانی و لیزر درمانی بهترین و مطمئن ترین راه برای ریشه کن کردن بیماری را برای بیماران عزیز انتخاب کرده تا در سریع ترین زمان ممکن بدون هیچ گونه درد و خونریزی سلامتی خود را به دست آورند. 
متاسفانه امروزه به دلیل زندگی ماشینی همه ما در معرض ابتلا به بیماری های نشیمنگاهی هستیم که یکی از عمده دلایل پییدایش این بیماری ها می باشد هستیم. 
البته عوامل دیگری هم در پیدایش این بیماری ها مثل چاقی، بارداری، نشستن های طولانی مدت و ... تاثیر گذار هستند. 
در گذشته روش های درمانی این بیماری ها بسیار دشوار تر بود اما امروزه خوشبختانه با پیشرفت تکنولوژی و ابداع روش لیزر درمانی این بیماری ها بسیار راحت و بدون درد انجام می شود که نیازی به گذراندن دوران نقاهت نیز ندارد. 
ما در کلینیک دکتر بیژن عابدیان با به کارگیری جدیدترین روش های درمانی توسط پزشکی حاذق و تیمی مجرب و کارشناس به بیماران عزیز ضمانت می دهیم در سریع ترین زمان ممکن با بیماری های نشیمنگاهی خود خداحافظی کرده و هیچ گونه دردی را احساس نکنند.
https://darmanlaser.com/

چاپ این بخش

  آموزش سئو سایت (مبتدی)
ارسال‌شده توسط: mon0877 - 01-13-2019, 04:17 PM - انجمن: بهینه سازی (سئو SEO) - بدون‌پاسخ

در این بخش آموزش سئو سایت داریم که پیشنهاد می کنم تا انتها مطالعه کنید.
رویه‌ی موتورهای جستجو از جمله گوگل، حداقل به طور سالانه در حال تغییر است. تغییر در الگوریتم های گذشته، ایجاد الگوریتم های جدید و حذف بخشی از الگوریتم های قدیمی نمونه ای از رفتارهای موتورهای جستجو به حساب می آیند. اما سئو آمده است تا در برابر این رفتارها واکنش نشان دهد! همه مدیران و سئوکاران به خوبی می دانند، بوسیله سئو می توان ترافیک هر سایت را افزایش داد که در نتیجه منجر به بهبود رتبه خواهد شد.
اما سوال اینجاست که سئو دقیقاً چه کاری انجام می دهد؟ در این مطلب، از قوانین مربوط به موتورهای جستجو خواهیم گفت و ادغان خواهیم کرد که بهره بردن از روش‌های ترکیبی در سئو، شانس به موفقیت رسیدن را بیش از پیش افزایش خواهد داد.
دورنمای کلی از سئوی در حال حاضر
همین الان اگر محصولی را در گوگل سرچ کنید، و یا خدماتی که مدنظر دارید را بیابید، خواهید دید که صفحه گوگل از چند تبلیغ و بخش های دیگری تشکیل شده است که برای نمایان شدن نتایج طبیعی می بایست آنها را کنار بزنید. گاهاً پیش می آید که این تبلیغ ها آنقدر زیاد هستند که نیمی از صفحه را باید کنار زد. جالب اینجاست که پس از نتایج طبیعی نیز، مجدداً تبلیغات وجود دارد.
تبلیغات قرار داده شده توسط گوگل آنچنان با موارد جستجو شده بی ربط نیست امّا آنچه که واضح است یکسری از مدیران آن جایگاه‌ها را در قبال پرداخت هزینه دریافت کرده اند که مطمئناً جلوی دید کاربران قرار خواهند گرفت و این احتمال وجود دارد که بازدیدکنندگان بر روی این‌چنین لینک ها کلیک کنند.
دقیقاً به همین خاطر است که در سال 2015 میزان CTR نتایج طبیعی به شدت افت داشته است. ناگفته نماند که اکثر کاربران لینک های تبلیغاتی که شناخته اند و کمتر به سمت آنها می روند.
دستورالعمل های اصلی در چگونگی کار سئو
در این قسمت از مقاله می خواهیم شما را با مقررات مهم سئو آشنا کنیم. این قوانین در حال حاضر توسط سئوکاران و همچنین مدیران سایت جهت بالا بردن رتبه‌ کلمات بکار گرفته می شوند این موارد جز کلی ترین موارد سئو هستند که هر سئو کاری با این موارد کلی آشنایی دارد.
1) لینک سازی
اهمیت ساخت لینک طبیعی در ابتدای سئو وجود داشته است و در حال حاضر نیز لینک سازی از مهم ترین فاکتورهای سئو می باشد. دقت کنید که خرید لینک های فلّه ای هیچ کمکی به شما نخواهد کرد و فقط باید به صورت کاملاً طبیعی و در سایت های مرتبط با موضوع سایت‌تان، اخذ لینک کنید. که بهترین روش لینک سازی به صورت قطع لینک بیلدینگ است به دلیل آن که لینک ها ماندگاری دارند و کیفیت بالایی خواهند داشت.
2) محتوای خوب و کاملاً سئو شده
محتوا همیشه حرف اول را برای گرفتن رتبه خوب در یک کلمه زده است. در محتوا می بایست لینک های مناسب قرار داده شود تا یک محتوا به ایده‌آل ترین حالت خود برسد. اگر می خواهید بک لینک طبیعی کسب کنید، باید در سایت خود محتوای قوی تولید کنید. و اگر رتبه خوبی می خواهید باید محتوای مورد نظرتان، دارای بک لینک شود. مشاهده می کنید که محتوا و لینک به چه صورت در امتداد هم قرار دارند. شاکله‌ی اصلی سئو را می توان به محتوا ربط داد. حال آیا می دانید برای این که محتوا ایده‌آل باشد باید چه نکاتی در آن رعایت شود؟ کماکان با ما همراه باشید.
– استفاده از کلمات کلیدی در محتوا: یک متن خوب دارای کلمات کلیدی به تعداد مورد قبول گوگل است. زمانی که فردی در گوگل عبارتی را جستجو می کند، گوگل همه‌ی سایت ها را مورد بررسی قرار می دهد؛ و هر کدام از سایت ها که در این زمینه بهتر عمل کرده باشند، در نتایج نشان داده می شوند. البته برای پدیدار شدن در نتایج، کلمات کلیدی فقط یکی از پارامترها محسوب می شود. توصیه می کنیم که محتوا از مشتقات کلمه کلیدی نیز استفاده کنید.
– اهمیت عنوان صفحه، تگ ALT، تگ H1: هر یک از این بخش ها کلمات خاصی را در خود جای داده اند، بهتر است که کلمه کلیدی را بهمراه این کلمات در متن بگنجانید.
– اهیمیت آتوریتی برای گوگل: گوگل اعلام کرده است که که تعداد کلمات در یک محتوا کاملاً به موضوع محتوا و هدفش وابسته است. همچنین باید آتوریتی سایت و همینطور تک تک پیج های هدف را نزد گوگل بالا ببرید. با بالا رفتن این اعداد، به اعتبارتان در گوگل افزوده خواهد شد.
نهایتاً قابل ذکر است که می بایست محتوایی کاملاً با کیفیت برای کاربران تولید کرد تا در درجه اول به رفع نیازهای آنها کمک کند. همین که گوگل متوجه شود، در این زمینه موفق عمل کرده اید، سایت‌تان را در اولویت قرار می دهد.
3) تجربه کاربری
اکثر سئوکاران این مورد را مورد توجه قرار نمی دهند! شاید چون کمی دردسرساز است. تجربه کاربری وابسته به خیلی از موارد است که سنجش آن واقعاً دشوار است. پیشنهاد می کنیم که اگر می خواهید سایت را سئو کنید، این مورد را حتما در نظر بگیرید. می خواهیم کمی بیشتر در این مور صحبت کنیم:
– مطمئن شوید که وقتی کاربری یه سایت سر میزند، خیلی سریع سایت را ترک نمی کند. مطمئن شوید که CTR بالاست. همچنین توجه کنید که باید بانس ریت صفحات هم پایین باشد. مواردی که عرض کردیم در گذشته از فاکتورهای بسیار مهم گوگل تلقی می شدند، اما امروزه به طور مستقیم در تفکرات گوگل جای ندارند. اما توصیه می کنیم که حتما آنها را انجام دهید.
– حتماً ساختار سایت‌تان به گونه ای باشند که ربات های گوگل و همینطور کاربران بتوانند به خوبی و بدون هیچ دردسری تمامی صفحات را مشاهده کنند.
– دقت داشته باشید که سرعت بارگزاری سایت نهایتاً 5 ثانیه است. اگر بیشتر از این طول بکشد یک پوئن منفی از گوگل دریافت خواهید کرد. حال می خواهد پلتفرم سایت‌تان هر چه که می خواهد باشد.
در آخر این بخش اضافه کنیم که چون هر چه به جلو می رویم، گوگل به کاربران اهمیت بیشتری می دهد، توصیه می کنیم که به تجربه کاربری حساسیت بیشتری نشان دهید. اگر مباحثی مانند UX را نمی دانید که مربوط به مسیر حرکت مشتریان است، حتما دانش خود را در این زمینه بالا ببرید.
4) سئو سایت در گوشی های همراه
از بروز رسانی هایی که گوگل آنرا به رفتار خود برای همه‌ی سایت ها اضافه کرده است می توان به mobile-first index اشاره کرد. در حال رتبه بندی سایت ها بر اساس این اِلمان انجام می گیرد. همانطور که می دانید 50 درصد از جستجوها توسط موبایل ها انجام می شود و این یعنی کار گوگل برای رتبه بندی سایت ها بر اسا سرچ های انجام شده بر روی موبایل درست بوده است. خب! در اینجا شما بعنوان مدیر سایت موظف هستد که قالب سایت‌تان برای موبایل بهینه و یا اصطلاحاً رسپانسیو کنید. پیشنهاد گوگل هم همین است. در واقع گوگل گفته است:
– محتوای وب سایت خود را برای افرادی که با موبایل هستند را بهینه کنید
– سرعت سایت را برای اینگونه افراد افزایش دهید.
– تجربه کاربری موبایلی را برای سایت خود در نظر بگیرید.
در آخر این بخش نیز توصیه می کنیم که اگر نمی خواهید رتبه سایت تان را از دست بدهید، حتما سایت‌تان را برای دستگاه های مختلف موبایل بهینه کنید.
5) جستجوی صوتی
این موضوع هنوز در هیچ کجای جهان به اندازه ای که انتظار می رود، جا نیوفتاده است. اما اینطور برمی آید که کاربران به آن علاقه دارند. طبق آماری که گوگل آن را منتشر کرده است، حدوداً 20 درصد از جستجوها به صورت صوتی انجام می پذیرد. با این حساب بعنوان یک مدیر سایت می بایست، بفکر جستجوگر صوتی سایت خود نیز باشید. درست است که هنوز این موضوع فراگیر نشده است اما بهینه شدن سایت، می تواند در آینده شانس شما را برای دیده شدن بیشتر در سرچ های صوتی را بیشتر کند.
سئو را امتحان کنید، مخصوصاً به صورت ترکیبی
اگر می خواهید در سئو موفق شوید، می بایست تکنیک های گفته شده را بر روی سایت تان اعمال کنید. اکثراً با آزمون خطا به نتیجه های خوبی رسیده اند. قوانین سئو درس ریاضی نیست که 2 بعلاوه 2 بشود 4. فرمول مشخصی ندارد. برای فهم بهتر سئو، ملزم به اجرای آن هستید.
باید چگونگی ادغام روش های سئو را فرا بگیرید و همچنین رویه انجام آنها را خوب بدانید. این نکته را همیشه به یاد داشته باشید که هر چیز جدیدی که در خصوص سئو بدست می آورید، باید بلافاصه آن را انجام دهید، چرا که گوگل در هر دوره الگوریتم ها را تغییر می دهد و اگر دست دست کنید، ممکن است فقط وقت خود را تلف کرده باشید. برای اطلاعات بیشتر می توانید به قسمت آموزش سئو بروید و مقالات را مطالعه کنید.
در پروسه آزمون و خطای سئو، رقیبان خود را نیز زیر نظر بگیرید، شاید موردی که قصد دارید انجامش دهید، قبلا توسط آنها انجام شده باشد و نتیجه ای خوبی نگرفته باشند.
در آخر
سئو علمی است که همیشه در حال تغییر و تحول بوده و هر سئو کاری باید در آن بروز باشد تا بتواند سایت خود را به خوبی بالا بیاورد بعضی از افراد هستند که سئو را بلد هستند اما تکنیک های قدیمی سئو را بلدند و خودشان را بروز نکردند یا از آموزش های قدیمی بهره بردند که بعد از استفاده سئویی که یاد گرفته اند دلخورند از بالا نیامدن رتبه شان در گوگل که با یاد گیری علم جدید و تکنیک های جدید می توانند به خوبی سایتشان را در گوگل بالا بیاورند.
سئو علم پیچیده ای است که در حال تغییر و تحول است و هر لحظه ممکن است روش هایی که بلد هستید دیگر جواب ندهد. اما بهترین کار مشاهده فعالیت های رقبای اصلی کسب و کارتان با دید وسیع سئو می تواند کمک بزرگی به شما کند.

بازار سئو همیشه در سطح اینترنت داغ بوده است. به جرأت می توان گفت که هیچ‌وقت تب و تاب سئو کم نشده است. سئو یک نوع بازاریابی همیشگی محسوب می شود که هر روز در حال فراگیرتر شدن است. حال قصد کرده ایم که امروز در خصوص مزایای سئو صحبت کنیم، البته که ویژگی های خوب سئو بسیار زیاد است؛ اما خب، ما در این مقاله به اصلی‌ترین آنها اشاره خواهیم کرد با وب اکسو همراه باشید.
مزایای سئو
سئو مزایای زیادی دارد که یکی از مهم ترین مزایای اصلی آن آمدن در صفحه اول گوگل است که باعث می شود کسب و کار شما از این رو به اون رو شود و هر چقدر در کلمات مختلف کسب و کارتان سایتتان به صفحه اول بیاید کسب و کارتان رونق بیشتری پیدا می کند و درآمد شما بیشتر می شود. در این مقاله چندتا از اصلی ترین مزایای سئو را باهم بررسی می کنیم.
1) ارزان تر بودن هزینه سئو
اگر یک مدیر سایت بخواهد برای سایت خود از تبلیغات گوگل و یا سایر روش های مشابه استفاده کند، باید هزینه های زیادی را بپردازد. این هزینه ها هم برای این صورت خواهد پذیرفت که سایت‌تان توسط کاربران کلیک خور شود و رتبه کافی را بگیرد.
اما سئو چکار میکند؟! با کمی هزینه ی اندک، سئو می تواند لیستی از صفحات سایت تان را به صفحات اولیه گوگل بیاورد و این یعنی کلیک رایگان. در این صورت هم هزینه‌ی کمتری کرده اید و هم بواسطه‌ی کلیک، رتبه های بهتری نصیب‌تان شده است.
2) سئو و افزایش ترافیک
مزیت فوق العاده باارزش سئو کردن سایت این است که سبب افزایش بی نظیر ترافیک سایت خواهد شد. شاید خیلی زود تغییرات داده شده، اعمال نشود، و خیلی هم به طول نمی انجامد. بعد از اینکه تغییرات به درستی اعمال شود، شاهد ترافیک شدید سایت‌تان خواهید بود.
می توانید از آماگیرهای مختلفی سایت را قبل از سئو و بعد از آن زیر نظر بگیرید. حتماً هم می دانید که افزایش ترافیک سایت، فروش بیشتر را در پی خواهد داشت.
3) افزایش اعتبار توسط سئو
در هر عرصه ای، اعتبار حرف اول و آخر را می زند. بعنوان مدیر یک سایت باید اهمیت ویژه ای را برای بدست آوردن اعتبار برای وب‌سایت خود کنید. این کار را می توانید به دست سئو به سرانجام برسانید.
زمانی که سئو به درستی بر روی وبسایت‌تان اعمال شود و گوگل لینک های سایت‌تان را به صفحات ابتدائی بیاورد، کاربران به راحتی می توانند به صفحه سایت‌تان اعتماد کنند، این یعنی اعتبار! خودتان را جای کاربران بگذارید! آیا از سایتی که از صفحه 10 قرار دارد محصولی خریداری می کنید یا از سایتی که در صفحه 2 هست؟
4) احتمال بازگشت سرمایه با سئو بیشتر است
واضح است که یک مدیر سایت می تواند در تمامی مکان های اینترنتی سایت و یا محصولش را تبلیغ کند، اما بدانید که اگر 1000 کلیک از طریق تبلیغات بدست آورید، شاید فقط 3 درصد کلیک کنندگان به مشتریان ثابت سایت‌تان تبدیل شوند. اما این تعداد کاربر اگر از گوگل وارد سایت‌تان بشوند، احتمالاً 6 درصد ماندگار خواهند شد.
اینجا باز هم اعتبار حرف اول را می زند، چرا؟ چون ارجاع دهنده منبع معتبری مانند گوگل است نه هر سایت و شبکه اجتماعی که در آن هزاران تبلیغ دروغین وجود دارد.
5) یادگیری آسان سئو

علم سئو علمی تخصصی است اما در نظر داشته باشید که به نسبت بسیاری از کار های دیگر بسیار ساده است و کلیت سئو بر دانستن بعضی نکات و پیاده سازی روی سایت است که هر کسی به راحتی می تواند یادبگیرد ولی باید منبع آموزشی درست و بروز برای این کار انتخاب کند.
6) ارتقای کلاس کاری با سئو
همانطور که عرض کردیم اگر سئو بدرستی انجام بپذیرد، سبب ورود هزاران کاربر در روز به سایت‌تان خواهد شد. اینجاست که ممکن است کاربران دست به کار شوند، و به کمک شما بیایند! یعنی چه؟ یعنی پیشنهادات خود را جهت بهبود روند کارتان ارائه دهند. یا محصول و یا محتوای مدنظرشان را از شما بخواهند.
همه اینها کلاس کاری شما را افزایش می دهد. این بدین معناست که کارتان دیده می شود و بر روی کاربر نتیجه مثبتی داشته است.
7) برجسته شدن سایت با سئو
تعداد سایت ها هر روز در حال بیشتر شدن است. این یعنی قد علم کردن خیلی دشوار شده است. فکر کنید که حدوداً 200 میلیون سایت وجود دارد که شما باید رقیبان خود را کنار بزنید تا دیده شوید. سئو می تواند این کار را برای‌تان انجام دهد و وب‌سایت تان را در بین رقیبان برجسته کند.
8) با سئو در صدر گوگل باشید
قطعاً می دانید که بیشتر کاربران، بر روی اولین لینک گوگل کلیک می کنند، در واقع حدوداً 60 درصد کاربران بر روی لینک اول و 40 درصد مابقی بر روی هزاران لینک دیگر کلیک میکنند. با سئو می توانید به صدر نتایج بروید. البته اگر می خواهید کسب و کارتان رونق پیدا کند.
9) افزایش داده ها با سئو
بعنوان مدیر یک سایت باید نیازهای کاربران را شناسایی کنید. ابزارهای زیادی وجود دارند که اطلاعاتی از این دست را در اختیار شما قرار می دهد. اگر بتوانید مواردی پرسرچ کاربران در استخراج کنید و بر روی هر کدام که رقابت کمتری است، بیشتر سرمایه گذاری کنید، بدون شک موفق خواهید شد.
10) ماندگاری بیشتر نتایج بدست آمده بوسیله سئو
اگر شما محصولی از سایت تان را در شبکه های اجتماعی و یا دیگر وبسایت ها تبلیغ کنید، ممکن است به دلایل مختلفی لینک تان حذف شود. این بدین معناست که تبلیغات اینچنینی برای همیشه ماندگار نخواهد بود.
اما اگر بوسیله سئو در واژه ای به صدر نتایج رسیدید، تا مدت های زیاد و چه بسا برای همیشه در همان رتبه جا خشک کنید، جوری که رقیبان هیچ گاه نتوانند جای شما از آن خود کنند. به همین دلیل است که سئو را باارزش تر از هر تبلیغی می دانیم.


منبع: وب اکسو https://webxo ir

چاپ این بخش

  نکات طلایی انتخاب دیفیوزر
ارسال‌شده توسط: faraztasfieh - 01-13-2019, 08:24 AM - انجمن: سایر مطلبها - بدون‌پاسخ

دیفیوزر حباب درشت
در مقالات قبلی توضیحات کاملی در مورد هر کدام از مدل های دیفیوزر تولیدی شرکت مهندسی فراز تصفیه از جمله دیفیوزر دیسکی حباب ریز و دیفیوزر لوله ای حباب ریز و دیفیوزر دیسکی حباب درشت بیان شد دراین مقاله نیر می خواهیم در رابطه با خرید دیفیوزر برای استفاده در سیستم های تصفیه فاضلاب شرکت مهندسی فراز تصفیه نکاتی را توصیه نماییم که قبل از انتخاب و خرید حتما این موارد را باید مطالعه و بررسی نمایید .

 1- در قسمت لوله کشی باید این نکته را بررسی نمایید که در همه ی قسمت هایی که هوا به دیفیوزر می رسد هوا به صورت یکنواخت پخش شود .
2- محاسبه تعداد مورد نیاز دیفیوزر بر اساس میزان ظرفیت هوای بلوئر انجام می شود . هم چنین ظرفیت بلوئر باید با توجه به میزان آلودگی فاضلاب و نوع فرآیند تصفیه فاضلاب محاسبه می شود .
3- برای محاسبه تعداد دیفیوزر مورد نیاز در حوضچه های تصفیه فاضلاب باید به ظرفیت هر یک از دیفیوزرها که در کاتالوگ هر کدام از دیفیوزر ها به صورت جدولی بیان شده است و از سایت فراز تصفیه می توانید دانلود کنید این ظرفیت را محاسبه نمایید .
4- با توجه به اطلاعات دیفیوزر که از کاتالوگ های مورد نظر  می توانید مطالعه و  بررسی نمایید مدت زمانی که یک دیفیوزر می تواند با حداکثر ظرفیت خود عمل نماید تنها پانزده دقیقه یا به عبارتی  یک ربع  می باشد و این مدت زمان و این ظرفیت تنها باید در زمانی که می خواهیم شست و شوی دیفیوزر ها را انجام بدهیم صورت پذیرد .
5- هر چقدر که عمق نصب دیفیوزر از سطح بیش تر باشد یا به عبارتی عمق مخازن تصفیه فاضلاب بیش تر و عمیق تر باشد راندمان انتقال اکسیژن در حوضچه نیز بیش تر می شود .
برای محاسبه فشار بلوئر افت فشاری که در دیفیوزر صورت می پذیرد حدوداً 50 میلی بار در نظر گرفته می شود .6-
http://www.i-mbr ir

چاپ این بخش